خانه ورود
حکایت 
ارسال شده در 27 خرداد 1397 توسط مکتب سلیمانی سیرجان در صفات الهی

​#حکایت وحکمت 
مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.
مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.
سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود.
شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.
بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت 

و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.
سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.
سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند.سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.
شیر از گزارش های سوسک راضی بود

 و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کندتا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.
سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد.

 سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.
مورچه که زمانی بسیار فعال بود 

و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.
شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.
این پست به ملخ داده شد.

اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.

@TebeSina_com

ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند
محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند.
با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.
بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. 
جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.
و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.

و بنابراین 

شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند

زیرا

مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت

ازشبکه تابان

@TebeSina_com

کانال طب سنتی دکتر محمد عسکر فراشاه

نظر دهید »
دل متعلق به این جبهه است 
ارسال شده در 25 خرداد 1397 توسط مکتب سلیمانی سیرجان در صفات الهی

نظر دهید »
راه آسمان
ارسال شده در 25 خرداد 1397 توسط مکتب سلیمانی سیرجان در صفات الهی

✍ پیــله ها که باز می شوند؛

پروانه ها، راهِ آسمان را پیدا می کنند!
و این خداحافظی

آغازِ نقطه ی پرواز است؛ 
سلام بر تو؛ خدای عاشق من️

نظر دهید »
سرآغاز بندگی 
ارسال شده در 23 خرداد 1397 توسط مکتب سلیمانی سیرجان در صفات الهی

#تولیدی

#به_قلم_خودم

#کلامی_از_دل
سرآغاز بندگی  
بار الهی ….

ثانیه های دنیایمان در پی به پایان رساندن ماه رحمت اند .

و منم آن بنده روسیاهی که  یک ماه مهمان سفره کرمت بوده ام ، چه لحظاتی که زبان به ذکرت نگشودم اما تو چه زیبا ، الطافت کریمانه ات را شامل حالم کردی و  نفس های عاری از ذکرم را عبادت خواندی چه دقایقی که من در خواب فراموشی رحمتت بودم اما تو لحظات همراه با غفلتم را رنگو بوی عبودیت زدی ، زبانم ناتوان است از شکرگزاری ات یا منان ، روزه داری  دنیایی ام ، کی قابل بندگی حقیقی  درگاهت را داشت ؟!!

ای همه هستی من 

به پایان ضیافتت نزدیک می شویم اما باور نداریم که سفره رحمتت جمع شود چرا که بر سفره تو دعوتیم در هر لحظه و زمانی که قلب خاکیمان دلتنگ درگاه سراسر رحمتت شود .

من از همه دلبستگی های خاکی ام به ذات کریمانه ات پناه می آورم. 

یا رحیم ، از رمضانت وداع نمی کنم چرا که پایان ضیافتت شروعیست دوباره برای بندگی حقیقی ات و سرآغازیست برای نوشیدن جام های نور از سرچشمه های عبودیتت  .

  به تو پناه می آورم از اینکه سپیده وداع با رمضانت سرزند و قلب شکسته من ، همچنان آغشته به تاریکی نافرمانیت باشد .

رحمتت را شامل حالم کن یا ستار ، تنها از تو آمرزش می جویم و به سویت روانه ام 

 ای مهربان ترینه دنیا و آخرت ، عمل کمم را با الطاف کرامتت دوچندان کن و مرا هم چنان کن که دوست داری .

✍به قلم : شهاب الدینی

وداع با رمضان پایان ضیافت 7 نظر »
اشتباهاتم را دوست دارم 
ارسال شده در 19 خرداد 1397 توسط مکتب سلیمانی سیرجان در صفات الهی

#لحظه_ای_تامل 
?اشتباهاتم را دوست دارم، آنها همان تصمیماتی هستند که خودم گرفته ام و نتیجه اش را هر چه باشد میپذیرم. اشتباهاتم را گردن کسی نمی اندازم، میپذیرم که انسانم و اشتباه میکنم ، نه فرشته ام و نه شیطان و نه انسان کامل. تا زنده ام برای انتخاب راه درست فرصت هست. وقتی زمین میخورم، بلند میشوم خودم را میتکانم و ادامه میدهم. اشتباهاتم را دوست دارم، آنها حباب شیشه ای غرورم را می شکنند. هر زمان به اشتباهاتم پی بردم، بزرگتر شده ام. اشتباهاتم را دوست دارم، آنها گران ترین تجربه هایم هستند ،چراکه برایشان هزینه گزافی پرداخته ام.
? @tea_fal

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 76
  • 77
  • 78
  • ...
  • 79
  • ...
  • 80
  • 81
  • 82
  • ...
  • 83
  • ...
  • 84
  • 85
  • 86
  • ...
  • 100

آخرین مطالب

  • اذن دخول
  • جوان فلسطینی
  • شهادت حضرت زهرا (س)
  • هفته کتاب و کتابخوانی
  • جشن روز دختر 
  • پرستار
  • سه اصل مهم در هدفگذاری
  • نسیم جوانی
  • وداع با رمضان
  • آشتی با مادر شوهر

آخرین نظرات

  • مکتب سلیمانی سیرجان  
    • چشم انتظار صبح امید
    در مهارت ارتباط موثر
  • صبح انتظار  
    • صبح انتظار
    در مهارت ارتباط موثر
  • مکتب سلیمانی سیرجان  
    • چشم انتظار صبح امید
    در عاشقانه های پائیزی
  • شمیم  
    • شمیم تکه های ناب
    در عاشقانه های پائیزی
  • maryam  
    • http://paeiz.kowsarblog.ir>
    در رهبرانه
  • زكي زاده  
    • مائده
    در نیاز به محبت 
  •  
    • رنگ خدا
    • مدرسه معصومیه قیدار
    در لبیک یا حیدر 
  •  
    • رنگ خدا
    • مدرسه معصومیه قیدار
    در دختران چادری 
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در چشم انتظار صبح امید 
  •  
    • سعادت به نام تو...
    در گذرگاه سرنوشت
  • مکتب سلیمانی سیرجان  
    • چشم انتظار صبح امید
    در گذرگاه سرنوشت
  • عابدی  
    • زینبیه ایوان
    در گذرگاه سرنوشت
  • مکتب سلیمانی سیرجان  
    • چشم انتظار صبح امید
    در گذرگاه سرنوشت
  • زكي زاده  
    • مائده
    در حجامت
  • سونیا سجادی  
    • انارستـان
    در گذرگاه سرنوشت
  • پشتیبانی کوثر بلاگ  
    • ₪ آموزش وبلاگ نویسی و پشتیبانی کوثر بلاگ ₪
    • فراخوان ها و مسابقات کوثر بلاگ
    در گذرگاه سرنوشت
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در حسین زمان 
  • پشتیبانی کوثر بلاگ  
    • ₪ آموزش وبلاگ نویسی و پشتیبانی کوثر بلاگ ₪
    • فراخوان ها و مسابقات کوثر بلاگ
    در حسین زمان 
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ  
    • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
    در حسین زمان 
  • مکتب سلیمانی سیرجان  
    • چشم انتظار صبح امید
    در گرانی در بیان امیرالمومنین

Sidebar 2

This is the "Sidebar 2" container. You can place any widget you like in here. In the evo toolbar at the top of this page, select "Customize", then "Blog Widgets".
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

چشم انتظار صبح امید

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • غربت فاطمه
  • صفات الهی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آمار

  • امروز: 293
  • دیروز: 208
  • 7 روز قبل: 1694
  • 1 ماه قبل: 3699
  • کل بازدیدها: 100214

آمار بازدید

  • آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد 
  • یا صاحب الزمان ادرکنی مولاجان 
  • یاد خدا 
  • مادر 
  • داستان انار و شهریور ....

مطالب با رتبه بالا

  • بابای خوبی ها (5.00)
  • فیروزه وجود من  (5.00)
  • طب سنتی میراث ملی هر ایرانی  (5.00)
  • مهارت ارتباط موثر (5.00)
  • حامیان پیام رهبریم  (5.00)

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • ندا فلاحت پور
  • مشکاتِ جان
  • یاس کبود
  • حرمان هور
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان